November 26, 2008

علل و چگونگی شوربختی زنان ما (بخش آخر)

دسته بندی: اسلام شناسی — برچسب‌ها: – خُسن آقا @ 7:20 pm

نوشته: Ahmed93uk at gmail dot com
بخش اول

در این بخش می پردازم به آیاتی از سوره تحریم و نیم نگاهی به تاریخ طبری در مورد شان نزول آن آیات. در سوره تحریم آیات یک الی پنج می خوانیم: ای پیامبر چرا حرام میکنی آنچه را حلال کرد الله برایت خواهی خشنودی همسرانت را و الله است آمرزنده و مهربان(1) همانا الله سزاوارداشت برشما حلال بودن سوگند های شمارا و الله است دوست شما و اوست دانای حکیم (2) و گاهی که نهان داشت پیامبر بسوی بعضی از زنان خویش رازی را پس وقتی که آگهیش داد بدان و فاش ساختش الله براو شناسانید پاره ای از آن را و روی برتافت از پاره ای و هنگامی که آگهیش داد بدان گفت که، تورا آگهی داده است بدو گفت آگهیم داده است الله دانای آگاه(3) اگر توبه کنید ای دو زن بسوی الله هرآینه گرویده است دلهای شما واگر نافرمانی کنید بر او همانا الله است دوست او و جبرئیل و شایستگان از مومنان و فرشتگا نند پس ازآن پشتیبان (4) امید است الله او اگر طلاق گوید شما را نصیبش کند زنانی نکو ترازشمامسلمانانی مومنانی فروتنانی توبه کنندگانی و پرستندگانی رهروانی غیرباکره و بکر(بیوه و دوشیزه)(5) آیا هیچ خبر چین یا دربان گوش به فرمان و یا خواجه حرمسرایی بیش از این میتواند به ارباب خود یاری دهد که الله درباره محمد و همسران دربندش انجام داده است؟ در خورتوجه زنان ابله، واپس مانده سفره اندازی که چشم امید به پادر میانی ابوالفضل العباس خواهر زاده شمر بسته اند تا نزد چنین اللهی از آنان پشتیبانی کند. در حالی که دستهایش را بریدند، او خم به ابرو نیاورد و با زنان رسولش چنین رفتار ددمنشانه ای دارد. چه چشم داشت ابلهانه ونابخردانه ای ؟ یا آن دسته از زنانی که به امید ظهور مهدی موعود هستند هم بدون آگاهی کافی از این آیات و یا معانی درست آنها منتظر هستند که او آمده و آنها را نجات دهد، در حالی که اگرهم بفرض محال او بیاید این الله که ما شناختیم برای او هم حداقل همان خوش رقصی هایی که برای رسولش کرده لااقل درمورد زنان خواهد کرد، چون قوانین اسلام غیر قابل تغییر و ابدی میباشند.
در تاریخ طبری نوشته محمد بن جریر می خوانیم: که روزی محمد به یکی از همسرانش بنام حفصه بنت عمر (دختر عمر خلیفه دوم) اجازه داد جهت انجام کاری به منزل پدرش برود، در زمان نبود حفصه، محمد در منزل حفصه با کنیزی بنام ماریه خلوت کرده وهم آغوش میگردد، در این اثنا حفصه بازگشته و از قضیه خبردار میشود. در نتیجه بین او ورسول الله بگوومگویی رخ میدهد و رسول الله برای خواباندن قائله سوگند میخورد که ماریه را بر خود حرام کرده است، و از حفصه میخواهد که این موضوع را به کسی نگوید. ولیکن حفصه راز داری نکرده و موضوع را با عایشه بنت ابوبکر(دخترخلیفه اول) درمیان میگذارد و عایشه هم این قضیه حرام کردن ماریه بخود را به رخ رسول الله می کشد. الله فورا دست بکار شده و آیات مذکوررا نازل میکند. و حال از همه دانشمندان و بینشمندان و سرایندگان و دستار بندان دغلکار میپرسم، خواندن کدام یک از آیه های آمده دراین کتاب و دیگر داستانهای پوچ تازیان که بنام کتاب آسمانی بخورد مردم ایران داده شده است میتواند آمرزنده روان مردگان باشد.؟
این روش بسیار نابخردانه و ناآگاهانه، منش و والایی و حریت را از زنان و مردان ایرانی ربوده و فرهنگ والایش را بنابودی کشانده. در این میان روی سخنم بیشتر با زنان(مادران امروز) و دختران(مادران فردا) میباشد چرا که به اعتقاد من، مادران هستند که سازنده گان هر جامعه ای از بعد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی میباشندو این مسئولیتی است بسیار سنگین.
به همین دلیل هم هست که میبینیم این رژیم از روز اول روی کار آمدنش برای تضمین تداوم حیاتش، باتوجه به روحیه کنجکاوی انسانها یا (شیرینتر بودن میوه ممنوعه) تقریبا تمام هم و غم و سختگیری های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی را برروی زنان متمرکز کرده اند و از این طریق قصد به فحشا و بی بند باری کشاندن جمع بزرگی از زنان ودختران این مملکت را دارند، چون بخوبی میدانند که زنان سازنده گان افراد گرداننده فردای کشور بوده و هستند. (فحشا فقط فیزیکی یاجنسی نیست بلکه فقرفرهنگی هم خودش نوعی لجاره گیست که این دومی از اولی بمراتب خطرناکتر بوده و هست) یک مادر فاسد چه از نظر فکری چه هر نوع دیگرش نمیتواند فرزند یا فرزندان صالح یابه عبارتی بهتر، درستکار تربیت و تحویل جامعه دهد.
من نمیدانم راه برون رفت از این معضل چیست و چه باید برای از بین بردن این فقر فرهنگی که مانند اختاپوس برروی این جامعه (خصوصا زنان) افتاده کرد، ولی این را میدانم که برای رسیدن به یک جامعه سالم ودموکرات باید انسانهای سالم و دموکرات داشت. نه کسانی که خود هرکدام یک دیکتاتور در درون خود دارند. همانطور که برای زندگی کردن مجبور به پرداخت هزینه های خوراک و پوشاک آب و برق و ……………… میباشیم برای داشتن یک جامعه آزاد و دموکرات ویک رژیم دموکراسی سکولار باید مرتبا هزینه ماندن(حیات دموکراسی) توسط خود مردمان آن جامعه پرداخت گردد. درغیر این صورت درست مانند عدم پرداخت بموقع صورتحساب فرضا برق طرف ارائه دهنده فورا نسبت بقطع جریان برق اقدام خواهد کرد. این درس راباید با مطالعه تاریخ سیر دموکراسی در جوامع دموکرات آموخت واز آن برای خود الگوئی بومی ساخت و در زمان عمل هم باید مرتبا بازنگری کرد.
باید ابتدا باورداشت که میشودبه این مقصوددست یافت، امیدوارم که بانوان محترم این آریابوم به اندازه حداقل نصف زمانی را که صرف زیباتر کردن خود در جلوی آئینه میکنند برای یکبارهم که شده در مورد این مطالب اندیشه کنند.

تو ازاین دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تورا بدرود خواهد گفت
نگاهت تلخ و افسرده ست
دلت را پاره پاره ناامیدی سخت آزرده است
غم نابسامانی همه توش وتوانت را ز تن برده است

تورا نوشیدن ازاین خاکده بر کندن از جان است
تورا با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است
تورا از نیمه ره برگشتن یاران
تورا تزویر غمخواران ز پا افکند
تورا هنگامه شوم شغالان
بانگ بی ترتیل زاغان بر ستوه آورد

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمی دانم

امید روشنائی گرچه در این تیرگی ها نیست
من این جابازدراین دشت خشک تشنه می رانم
من این جا روزی آخراز دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم
من این جا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم
و می دانم و می دانم توروزی بازخواهی گشت
و می دانم و می دانم توروزی بازخواهی گشت
شعر را با صدای شاعر در یوتوب بشنوید

(؟؟؟؟)

Ahmed93uk@gmail.com
سی ام خرداد ماه سال هشتادو پنج تهران

November 23, 2008

علل و چگونگی شوربختی زنان ما (بخش اول)

دسته بندی: اسلام شناسی — برچسب‌ها: , – خُسن آقا @ 12:14 pm

نوشته: ahmed93uk at yahoo dot com

یکی داستان است پرازآب چشم    دل نازک از رستم آید بخشم
اگرمرگ داداست، بیدادچیست؟    زدار اینهمه بانگ و فریادچیست
چندروز پیش بود که به دلیل تظاهرات روز 22 خرداد (زنان درمیدان هفت تیر تهران)
که به وحشیانه ترین روش ، طبق معمول جمهوری اسلامی سرکوب گردید با یکی از نزدیکان گفتگوئی در مورد حقوق زنان مسلمان شروع کردم ، ولی آن خانم عزیز وبسیار گرامی (حداقل برای من) بدلیل ناآگاهی از اصول قاطع و خدشه ناپذیر اسلام شروع کرد به طرفداری از اسلام و اینکه دموکراسی در اسلام وجود دارد ولی این حکومت (جمهوری اسلامی) آنرا بخاطر منافع مادی زمامداران رعایت نمی کند بهمین دلیل این چند سطر را مجبور شدم که با مراجعه به قرآن جهت روشن شدن اذهان آن دسته از عزیزانی که بعد از گذشت بیش از بیست و هشت سال از برپائی امارت اسلامی در ایران و حکومت نمایندگان (سربازان) امام زمان هنوز فرصت خواندن قرآن را بطور درست و با عقل سالم نیافته اند و یا از سر بی فکری هروقت که خوانده اند از روی تعبد بوده نه از تعقل. (شایان ذکر است که در اواسط خرداد آیت الله محمد یزدی رئیس پیشین قوه قضائیه در نماز جمعه شهر مشهد افاضات فرمود که: حضرات مراجع و آیت الله ها را الله خودش مستقیما انتخاب میکند) قابل توجه بانوان سفره انداز و معتقدان به ظهور امام زمان . و باز هم به همین دلیل بر آن شدم آنچه که بنظرم قرآن (کلام الله) در مورد زنان یعنی پنجاه درصد انسانها گفته شده بصورت بسیار مختصر بگویم، شاید آن دسته از بانوان محترمی که معتقدند ما بنده گان الله ایم و او به هر صورتی که صلاح بداند با ما رفتار خواهد کرد، خوانده و اندکی، فقط اندکی با خود بیاندیشند. ( حداقل نصف زمانی را که صرف زیبا تر جلوه دادن خود در جلوی آئینه صرف میکنند).
سوره بقره آیه 223 می گوید: زنان کشتزار شمایند پس برای کشت بدانها نزدیک شوید هر گاه مباشرت آنان خواهید و برای ثواب ابدی چیزی پیش بفرستید و بدانید که محققا نزد الله خواهید رفت ای رسول تو اهل ایمان را بشارت ده. در این آیه الله اجازه داده است همانگونه که کشاورزان میتوانند زمینهای کشاورزی خود را کشت کنند، مردان نیز آزادند که از هرسوی بخواهند به کشتزار زنان وارد شوند. زیرا زنان ملک متصرفی مالک (مردان) هستند و نباید از زیر بار خواسته مالک شانه خالی کنند. بهمین دلیل آقای خمینی در یکی از مسائلی که در توضیح المسائلش ذکر کرده بصراحت اعلام کرده که مردان مجازند در دبر زن حائض بگذارند. بازهم در همین سوره آیه 228 می گوید: و زنان را بر مردان حق مشروعی است و چنانچه شوهران را بر زنان لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود الله بر همه چیز توانا و بر همه امور عالم داناست. در این آیه الله بروشنی مردان را بر زنان برتردانسته و با پوزه بندی محکم دهانشان را بسته است که لب به سخن نگشایند. در همین سوره آیه 282 میگوید: و دوتن از مردان را گواه آرید و اگر دو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن هرکه را طرفین راضی شوند گواه گیرند. در این آیه هم الله مهر ورزانه دوزن را برابر یک مرد بشمار آورده آنهم درباره گواهی، که دیدن با چشم های همه آنها یکی است. از دید الله پذیرفته نیست. در حالی که همین زنان در پستوی خانه و در زیر چادری سیاه به تنهائی به نماز میاستند و میگویند الله اکبر یعنی گواهی میدم که الله بزرگتر است. (حالا از چه و که معلوم نیست) الله گواهی آنان را چون بسود خودش است می پذیرد و در لوح محفوظ ثبت می کند و ثواب هم میدهد!!! ؟ سوره نساء آیه 3 می گوید: اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل وداد نکنید پس آنکه از زنان را بنکاح خود درآرید که شمارا نیکو و مناسب با عدالت است دویا سه یا چهار و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنان ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است. اللهی که اینچنین موشکافانه درباره دادگری سخن گفته و مردان را بداشتن چند زن آزاد نموده است، شوربختانه زنان را محکوم به داشتن تنها یک همسر نموده و به هیچ وجه کمترین توجهی به نیاز جنسی آنها نکرده است، ولی در همین حال رسول الله را آزاد به دست درازی برهمه زنان نموده است. لازم بذکر است کنیزی که الله در این آیه ازاو نام برده زنی است ناآزاد، بدست آمده در جنگ یا خریداری شده در بازار آزاد که همبستری با او نیازی به ازدواج ندارد. همین سوره آیه 11 می گوید: حکم الله در حق فرزندان شما چنین است که پسران دو برابر دختران ارث برند پس اگر دختران بیش از دو نفر باشند فرض همه دوثلث ترکه است و اگر یکنفر باشد نصف است. در این آیه هم الله آب پاکی را روی دست زنان ریخته و با تائید در نیمه قرار دادن با مردان، دست و پایشان را نیز به زنجیر کشیده تاباپوزه بندی که بر دهان دارند لب به سخن نگشایند و پا را نیز از دستور الله فراتر ننهند. باز هم در همین سوره آیه 24 می گوید: نکاح زنان محصنه(شوهردار) برای شما حرام شد مگر آن زنان که متصرف و مالک شده اید بر شماست که پیرو کتاب الله باشید. اللهی که تا نزول این آیه همبستری بازنان همسردار را آزاد کرده بودوگناه نمیدانست. اگر چه با این دستور، فرمان پیشین را برداشت و ناروا شمرد ولی به مردان این اجازه را داد تا دیگر زنانی را که میتوانند بربایند، متصرف و مالک شده، همبستر گردند. که نیازی به خواسته و میل زنان نیست، زیرا الله زنان را به گونه کالا و بزو گوسفند و زمین در خور تصرف و مالکیت مردان دانسته است.
سوره نساء آیه 34 می گوید: مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است بواسطه آن برتری که الله بعضی را بر بعضی مقرر داشته و هم بواسطه آنکه مردان از مال خود به زنان نفقه دهند پس زنان شایسته و مطیع در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که الله به حفظ آن امر فرموده نگهدارند و زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشوند از خوابگاه آنان دوری گزینید باز هم مطیع نشدند آنهارا به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها حق هیچگونه ستم ندارید که همانا الله بزرگوار و عظیم الشان است. در این آیه دستور روشن و دادگرانه الله برتری بی چون و چرای مردان بر زنان است تنها به دو دلیل اول اینکه برتری الله فرموده، بعضی را بر بعضی، دوم برای اینکه مردان به زنان از مال خود خوراک و پوشاک (نفقه) میدهند. با اینکه زنان چه در خانه چه در مزرعه ، چه در کارگاه و یا کارمندی در اداره و دیگر کارهای ارزشمند دوشادوش با مردان کار میکنند و میکوشند، بچه داری هم میکنند شوربختانه بهره ای ندارند، نه تنها مزد کارشان به رایگان از آن مردان است، همواره در برابر خوراک و پوشاک ناچیز بدهکار مردان هم هستند؟!!! الله فرموده زنان شایسته باید همیشه گوش بفرمان مردان و نگهبان حقوق آنان باشند ولی کوچکترین دستوری به مردان درباره نگاهداری حقوق زنان شایسته نداده است و دست مردان را در هم آغوشی با هر زنی باز گذاشته است. بیداد گرانه تر اینکه الله به مردان اجازه داده است تا اگر زنی در برابر همسرش بایستد و حقش را بخواهد، گستاخی و نافرمانی کرده است، باید با کتک خوردن تنبیه شود، اگر پس از کتک خوردن فرمانبردار گردید دیگر بر او ستم نکنند، ولی اگر پس از کتک خوردن هم باز خواستار حق خویش گردید دوباره و چند باره ، آنقدر کتکش بزنند تا رام و مطیع گردد. الله با چنین دستوراتی ، خودش میگوید من دادگر و عظیم الشان هم هستم.
بازهم در همین سوره آیه 129 میخوانیم: شما هرگز نتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هرچه راغب و حریص به عدل و درستی باشید پس با تمام میل خود یکی را بهره مند و آن دیگری را محروم نکنید تا او معلق و بلاتکلیف ماند و اگر سازش کنید و پرهیزگارباشید همانا الله بخشنده و مهربان است. درست توجه کنید اللهی که میداند و باوردارد که مردان هرگز نمیتوانند با داشتن چند همسر و هر چه بخواهند میان آنان به دادگری رفتار کنند. باز هم دست آنها را باز گذاشته است تا چهار همسر و هر چه بخواهند کنیز ملکی متصرفی در بند خود داشته باشند. درباره ستمی که دراین رهگذر بر زنان میرود لب فروبسته و دستوری نداده است تا همانگونه که زنان باید تنها یک همسر داشته باشند، مردان نیز نباید، جزاز یک همسر از همسران و کنیزان ملکی متصرفی بیشمار بهره مند گرددند. شگفتا با این همه بیدادگری میگوید: (همانا الله بخشنده و مهربان است)؟؟ !! این بار در سوره مائده آیه 5 میخوانیم: ونیز حلال شد نکاح زنان پارسای مومنه و زنان پارسای اهل کتاب در صورتیکه اجرت و مهر آنان را بدهید و آنها هم زنا کار نباشند و رفیق و دوست نگیرند….. در این آیه هم باز دست مردان را در همخوابگی بازنان مومنه اهل کتاب بازگذاشته تا در صورت همخوابگی اجرومزدشان یعنی(مهر) بدهند آنهم بشرطی که زنان زناکار نباشند و دوست و رفیقی نگیرند،که باز معنی اش اینست که مردان هرکاری خواستند بکنند، ماهها و سالها بسراغ همسران خود نروند، زنان عقدی و کنیزان سماق بمکند. اینست دادگری الله ، و اجازه نمیدهد هیچ زنی در برابر بیدادگری های همسرش بتواند برای برآوردن نیاز های جنسی خود به آغوش مرد دیگری پناه برد و اگر در پی فشار های روحی روانی دست به رفع چنین نیازی زد. زناکارو گناهکار است و باید سنگسار گردد. آیا این الله فقط پشتیبان نرینه ها نیست؟ آیا خودش از جنس نر، آنهم نر فوق العاده بیرحم و خشن نیست.؟

ادامه دارد

November 18, 2008

اللهِ مسلمانان خداست، یا ناخداست؟(شماره 4 – آخرین بخش)

دسته بندی: اسلام شناسی — خُسن آقا @ 9:37 pm

نگاشته دکتر لائیک
ما هم مثل آخوندها میگوئیم ، قرآن بخوانید!

در 3 بخش قبلی به نتابجی بر اساس رئوس ذیل رسیدیم:
1- موجودیت الله از تراوشات ذهنی محمد بر آمده است
2- دلیل خلق این موجودیت ، سوء استفاده از قدرت، و برآورده نموده عقده های شخیصیتی محمد است…
3- خلاء عقیدتی عربستان وحشتزده 1400 پیش برگ برنده خلق و منفعل بودن کشور های همسایه عربستان حکم ابقا این دین فساد آور بوده است
4- دلایل متًقن از مغایرتها ، محمل بافی ها، مبهم بافی ها، تناقضات ، هرزنامه (قران) در3 بخش قبلی ( در بخش گفتگو موجوداست) درج و نتیجه گیری را به خوانند واگذار مینماید…
5- هدف این متون تنویر اذهان هر چند بطعی برای مردمی سر زیر برف کرده است ، چیزی که گفته شده قرائت دوباه نص هرزنامه است – حتی ترجمه آیات بصورت تحت الفظی این آخوندکهای را هراسان مینماید
***نتیجه گیری
اگر تنها و تنها یکی از ادعاهای متعددی که 3 جستار قبلی مطرح شد و در واقع هرگاه هرزنامه ( قرآن) با دقت خوانده شود موارد متعدد دیگری از این دست نیز یافت خواهد شد درست باشد، آنگاه الله موجودی متفاوت با خدا خواهد بود و اگر اینگونه باشد الله تبدیل به موجودی خیالی و ساخته ذهن محمد تبدیل خواهد شد که محمد برای نیل به اهداف خود وی را تخیل کرد و به مردم نیز معرفی کرد. البته به نظر من خود خدا نیز موجودی خیالی است و حقیقت ندارد اما برای کسانی که عدم وجود خدا را درک نمیکنند و توانایی پذیرش عدم وجود خدا را ندارند باید دستکم توانایی درک این را داشته باشند که الله با خدا بسیار متفاوت است و موجودی موهوم و خیالی است.
ممکن است مسلمانان بتوانند با بازتفسیر کردن و تغییر دادن معانی کلمات و سفسطه برخی از این موارد را رد کنند، همچنین ممکن است در برخی از موارد واقعا اشتباهی در تفسیر آیات پیش آمده باشد و برخی از موارد مطرح شده باطل باشند، هرچند تفسیر چندانی صورت نگرفته است بلکه تنها از ترجمه ها استفاده شده است و ترجمه ها در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. اما بسیار بعید به نظر میرسد که کسی بتواند چشمش را در مقابل تمام این موارد که هر کدام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند ببندد.
براستی مولانا جلال الدین رومی به درستی گفته است که مغز را از قرآن برداشته است و پوستش را بر پشت خر بگذاشته است. طبیعی است که قرآن اگر همانند هندوانه دارای مغز باشد قطعاً دارای تفاله نیز هست و از نگر من این بخش از تفکر مولانا که بخشی از قرآن را تفاله میداند بسیار دارای اهمیت است. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته شد همان تفاله ها یا پوسته های قرآن است که معمولاً جدی گرفته نمیشود. اما مسئله اینجا است که تفاله های قرآن نیز به دلیل اینکه خود قرآن مدعی این است که تماماً درست است (مثلا در سوره بقره آیه 2 میگوید آن کتابی است که در آن هیچ شکی نیست) دارای اهمیت فراوان است، لذا اگر اثبات شود که تنها یک مورد در قرآن خطا وجود دارد کل قرآن زیر سوال خواهد رفت.

***الله چشم دارد
واژه “عین” در عربی به معنی چشم است. در قرآن گفته شده است که الله دارای چشم است.
سوره هود آیه 37
وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا وَ وَحْیِنا وَ لا تُخاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
و (اکنون) در مقابل چشم ما و طبق وحی ما کشتی بساز و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن که آنها غرق شدنی هستند.
سوره طه آیات 38 و 39
إِذْ أَوْحَیْنا إِلى أُمِّکَ ما یُوحى؛ أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسَّاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَیْنِی.
آن زمان که به مادرت آنچه را لازم بود الهام کردیم؛ که او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آنرا به ساحل بیفکند، و دشمن من و دشمن او آنرا بگیرد و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر چشم من پرورش یابی.
ممکن است اعتراض شود که این چشم به معنی در دیدرس بودن است، آنگاه آیه بالا حتی عجیب تر خواهد شد، مگر جایی هم خارج از دیدرس خداوند وجود دارد؟

***الله دو دست دارد
سوره مائده آیه 5
وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الأَْرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ.
و یهود گفتند دست خدا به زنجیر بسته است!، دستهایشان بسته باد و بخاطر این سخن از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد می‏بخشد، و این آیات که بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید، و در میان آنها عداوت و دشمنی تا روز قیامت افکندیم، و هر زمان آتش ‍ جنگی افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت و برای فساد در زمین تلاش می‏کنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.

سوره ص آیه 75
قالَ یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ
گفت: ای ابلیس چه چیز مانع تو از سجده کردن بر مخلوقی که با دست خود او را آفریدم گردید؟ آیا تکبر کردی، یا از برترین بودی ؟ (بالاتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!).
سوره زمر آیه 67
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الأَْرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا یُشْرِکُونَ
آنها خدا را آنگونه که شایسته است نشناختند در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه قدرت او است و آسمانها پیچیده در دست راست او، خداوند منزه و بلند مقام است از شریکهائی که برای او درست می‏کنند.

***ساق داشتن الله
- در قرآن آمده است که در روز قیامت ساق پایی آشکار می‌شود.
سوره قلم آیه 42
یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطِیعُونَ
روزی که ساق آشکار خواهد شد و دعوت به سجود خواهند شد اما نخواهند توانست.
برخی از مترجمان مثل آیت الله مکارم شیرازی این آیه را اینگونه ترجمه کرده اند “به خاطر بیاورید روزی را که ساق پاها از وحشت برهنه می‏گردد و دعوت به سجود می‏شوند اما قادر بر آن نیستند!” متاسفانه این ماستمالی نمیتواند خوب این آیه را بپوشاند، در آیه بالا نه از وحشت سخنی آمده است و نه از ساق پاها، تنها از یک ساق صحبت شده است که آشکار خواهد شد، یعنی قبلاً آشکار نبوده است. آیت الله تلاش کرده است این ساق را به ساق پای مردم نسبت دهد اما به نظر نمیرسد او موفق شده باشد، از ایشان باید پرسید که آیا پای مردمان در آن دنیا پوشیده بوده است که بخواهد آشکار شود؟ مسلماً مردم باید در آخرت عریان باشند، یعنی ساق پایشان از پیش آشکار است، آیا چیزی که از پیش آشکار است را میتوان دوباره آشکار کرد؟ در ضمن کلمه ساق اگر قرار بود به ساق پای مردم دلالت کند باید جمع میبود نه مفرد، پس به دلیل جمع نبودن حتی به فرشتگان و اجنه نیز نمیتواند برگردد. در قرآن نیامده است که این ساق پا به چه کسی ارتباط دارد اما دستکم دو حدیث صحیح میتوان یافت که مسلمانان از محمد شنیده اند الله ساق پایش را در روز قیامت آشکار خواهد کرد. این دو حدیث را میتوان در صحیح بخاری پوشینه 9، کتاب 93، شماره 532 و صحیح بخاری پوشینه 6 کتاب 60 شماره 441 یافت.

***الله و عرش نشینی او
آیات زیادی در قرآن به عرش الله اشاره می‌کنند، به نظر میرسد نویسنده قرآن خدا را همانند یک شاه که روی تخت مینشیند و وزرا و خدمتکاران اطراف او گر هم می آیند تصور میکرده است. به آیات زیر توجه کنید.
سوره الحاقه آیه 17
وَ الْمَلَکُ عَلى أَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ
و فرشتگان در اطراف ، آسمان باشند و در آن روز هشت تن از آنها عرش پروردگارت را برفراز سرشان حمل می کنند
سوره غافر آیه 7
الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ
آنان که عرش را حمل می کنند و آنان که بر گرد آن هستند به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و به او ایمان آورده اند و از او برای مؤمنان آمرزش می خواهند : ای پروردگار ما ، رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است پس آنان را که توبه کرده اند و به راه تو آمده اند بیامرز و از عذاب جهنم نگه دار
سوره الزمر آیه 75
وَ تَرَى الْمَلائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
و فرشتگان را می بینی که گرد عرش خدا حلقه زده اند و به ستایش ، پروردگارشان تسبیح می گویند میان آنها نیز به حق داوری گردد و گفته شود که ستایش از آن خدایی است که پروردگار جهانیان است
سوره حدید آیه 4
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَْرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی الأَْرْضِ وَ ما یَخْرُجُ مِنْها وَ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما یَعْرُجُ فِیها وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران) آفرید، سپس بر تخت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت) آنچه را در زمین فرومی رود می‏داند و آنچه را از آن خارج می‏شود، و آنچه از آسمان نازل می‏گردد و آنچه به آسمان بالا می‏رود، و او با شماست هر جا که باشید و خداوند نسبت به آنچه انجام می‏دهید بیناست.
ممکن است برای کسانی که آشنایی چندانی با قرآن ندارند آیات بالا و تفسیری که ارائه شده است کمی عجیب به نظر برسد. اما خوب است این دسته از خوانندگان بدانند که در میان مسلمانان نیز اینگونه تفاسیر سابقه تاریخی طولانی دارد. یکی از مکاتب عمده کلامی در تاریخ اسلام مکتب اشاعره است که در مقابل مکتب معتزله توسط ابوحسن اشعری تاسیس شده بود. اشاعره نسبت به معتزله بنیادگرا تر بودند-یعنی تاکید بیشتری به قرآن و حدیث داشتند تا استفاده از عقلانیت. اشاعره مدافع بیشتر آنچه در بالا آمده است بوده اند، مثلاً معتقد بوده اند که خداوند را در روز قیامت میتوان با چشم دید (1). معتزلیون از طرف دیگر منتقد جدی این نظر بودند و طرفدار تفسیر استعاره ای (Metaphorical) از این آیات بودند، زیرا معتقد بودند اگر این آیات را تحت اللفظی (Literal) تفسیر کنند، الله شبیه به انسانها می‌شود. روشن است که معتزله ابتدا وجود الله را پذیرفته بودند و بعد می‌خواستند تفسیری سازگار با وجود الله ارائه دهند و برای یک محقق یا منتقد چنین فرضی از پیش اثبات نشده است، لذا طبیعتاً دلیلی وجود ندارد که نظر معتزله در این مورد را بپذیرد. معتزله با عقل به ماست مالی و توجیه قرآن پرداخته اند و اشاعره بیشتر قرآن را در نظر داشته اند. در میان مسلمانان فعلی نیز این دو دیدگاه همچنان رواج دارد، مثلاً سلفی ها (همان کسانی که شیعیان آنها را وهابی ها می‌خوانند) که در نادیده گرفتن عقلانیت و استدلال و برداشت بنیادگرایانه از دین از سایر مسلمانان سبقت گرفته اند همچنان معتقد هستند که ممکن است این آیات واقعی باشند و برداشت درست از آنها برداشت تحت اللفظی است. ابن تیمیه بنیانگزار این تفکر حتی بخاطر تفاسیر انسان انگارانه اش از این آیات تکفیر شد و به زندان انداخته شد (2).
اشعریون میدانستند که این مسائل قرآن بسیار حساس هستند و فکر کردن در مورد آنها ممکن است مسلمانان را به این نتیجه برساند که قرآن کتاب باطلی است و الله موجودی خیالی، از همین رو آنها تلاش برای توضیح تفسیر خود نمیکردند. مثلا انس بن مالک گفته است “اینکه خدا خود را بر روی عرش قرار داده است، مشخص است و باورداشتن آن واجب است اما پرس و جو کردن در مورد آن بدعت است.” (3). روشن است که اشاعره با خرد ستیزه دارند اما دستکم صداقت آنها را میتوان ستود و چون دلیلی برای تعصب و دفاع از دین وجود ندارد یک شخص خردگرا طبیعتاً در این مورد هم نظر با تفسیر اشاعره خواهد بود.
قابل پیشبینی است که مسلمانان در مورد این مسئله به باورهای اعتزالی چنگ خواهند زد یعنی خواهند گفت که منظور از دست و چشم و سایر مطالبی که در بالا به آنها اشاره شد واقعاً دست و چشم و غیره نیست. ترجمه های مسلمانان از قرآن معمولاً این کلمات را به معانی دیگری ترجمه می‌کنند. مثلاً آیت الله مکارم شیرازی کلمه “ید” را به قدرت ترجمه کرده است، وجه را به “ذات” ترجمه کرده است و برای هرکدام از این کلمات و عبارتها منظور های دیگری را در نظر گرفته است. در پاسخ به این اعتراض باید به دو مسئله مهم توجه کرد. یکم اینکه واژه های “قدرت” و “ذات” خود عربی هستند و هرگاه منظور الله این واژه ها میبود خود از آنها استفاده میکرد، چنانچه در سایر جاهای قرآن از این واژه ها استفاده شده است، دوم اینکه اگر تنها یکی از این موارد یافت میشد شاید میتوانستیم از آن چشم پوشی کنیم و نظر این دسته از مسلمانان را بپذیریم، اما تعداد بالای ویژگیهای انسانی که به خدا نسبت داده شده است و همچنین تکرار و تعدد آنها سندی علیه این ادعا است. روشن است که تکرار شدن این همه ویژگی، چهره، دست، چشم و غیره نمیتواند تصادفی باشد، لذا احتمال اینکه منظور نگارنده قرآن از این ویژگیها واقعا معنی واقعی این کلمات باشد دستکم به دلیل این دو مسئله مهم بیش از آن باشد که او این واژه ها را بعنوان آرایه های ادبی استفاده کرده باشد.

***آیا الله خارج از زمان است؟
خدا نمیتواند محدود به زمان باشد، زیرا محدود بودن او به زمان مسائل و مشکلات بسیار گسترده و مهمی را برای خداباوری ایجاد می‌کند. از طرفی خارج بودن خدا از زمان هم بسیار برای فلاسفه خداباور مشکل ساز است و آنها تمام تلاششان را می‌کنند تا تعریفی سازگار با این نظر از زمان ارائه دهند و همچنین اثبات کنند که خدا خارج از زمان است. بحث ما در اینجا در مورد اینکه آیا خدا خارج از زمان هست یا نه نیست، بلکه بحث ما در اینجا در مورد الله است.
الله اگر خارج از زمان باشد نباید “قبل” و “بعد” برای او معنی داشته باشد، برای او زمان و وقت مطرح نیست اما در آیات متعددی از قرآن میبینیم که توالی اتفاقها وجود دارد و خدا نیز در آن حضور دارد. این آیات نشان می‌دهند الله خارج از زمان نیست و در نتیجه نمیتواند خدا باشد.
سوره بقره آیه 29
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الأَْرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ
اوست که همه چیزهایی را که در روی زمین است برایتان بیافرید ، بعد به آسمان پرداخت و هر هفت آسمان را برافراشت و خود از هر چیزی آگاه است
سوره بقره آیه 52 و 53
وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ؛ ثُمَّ عَفَوْنا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
و آن هنگام را که چهل شب با موسی وعده نهادیم و شما که ستمکاران بودید،، بعد از او گوساله را پرستیدید؛ پس گناهانتان را عفو کردیم ، باشد که سپاسگزار باشید
سوره بقره آیه 56
ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
و شما را پس از مردن زنده ساختیم ، شاید سپاسگزار شوید
سوره مریم آیه 68
فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا
به پروردگارت سوگند ، آنها را با شیطانها گرد می آوریم ، بعد همه رادر اطراف جهنم به زانو می نشانیم
سوره اسراء آیه 86
وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنا وَکِیلاً
اگر بخواهیم همه آنچه را که بر تو وحی کرده ایم ، باز می ستانیم، بعد برای خود بر ضد ما مددکاری نمی یابی
سوره اسراء آیه 18
مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً
هر کس که خواهان این جهان باشد هر چه بخواهد زودش ارزانی داریم ، بعد ، جهنم را جایگاه او سازیم تا نکوهیده و مردود بدان در افتد
سوره یونس 74
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذلِکَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِینَ
بعد پس از او پیامبرانی بر قومشان مبعوث کردیم و آنان دلیلهای روشن آوردند ولی مردم به آنچه پیش از آن تکذیبش کرده بودند ، ایمان آورنده نبودند بر دلهای تجاوزکاران اینچنین مهر می نهیم
نگاشته دکتر لائیک