October 23, 2008

هژمونی ِاسلام یا اسلام ِهژمونی؟!

دسته بندی: اسلام شناسی — برچسب‌ها: – خُسن آقا @ 12:10 pm

نویسنده: دکتر لائیک
(سلسله مباحثِ چکامه رهائی)
هژمونی یا سلطه جوئی فرهنگی اسلام، به بخش مرکزی یا اصل وجودی آن برمیگرده……این بخش مرکزی همان ایده و معماری ذهنی انسانی محروم و گرسنه ولی مهاجم است ….قوانینی که  این 3 آسیب را بسط و به الله میرسونه !
میدونید وقتی با دقت به اجزا تشکیل دهنده این مذهب واپسگرا نگاه میکنید تمام خصوصیات محرویت ها و کمپلکس های تحقیر شده فردی را استخراج میکنید که از طریقی میخواسته انتقام خود را، و با تمام قوا از آدمها بگیره ……بلی محمد با اثری که از خودش جاگذاشت (قرآن)، از بُعد  روانی  شواهدی قابل تفسیر، از چالشهايِ درونساختِ  یک بیمارِ اسکیزوئیدی همراه با تظاهرات بالینی و روانی پارانوئیایی را میتوانید به تحقیق در این فرد دنبال کنید…….
وقتی با دقت قرآن را میخوانید میبیند در یک سوره دائما مخاطبش عوض میشود و گوینده جای شنونده را میگیرد!( این انسان بر اساس بیماریهای فوق گفتگوی درونی شدیدی داشته در ادامه متن به آسیبهای آن میپردازیم)
از سوی دیگر از بعد معنائی ، تخیلات اسکیزو فرنیایی محمد کاملا بارز است و، بطوری نمود مینماید که، خود تبعیت از موجوداتِ غیر اورگانیک را ( که مشخصات بیماران اسکیزوفرنیائی است) را مشاهده میکند ، ان موجودات در بحثی بنام تسخیرات قابل اتصالند و لی آنچیزی که محمد میگوید از خرافات فولکلوریک پیرامونی و تحقیر های زمان کودکیش سر چسمه گرفته و با تنبیه قرار دادن دشمنانِ خود بوسیله تعیین خط مرز “محمدی بودن”و یا نبودن ار آنها انتقام میگیرد.( تابو و تابوگذار– و محافظ تابو)
اتصال محمد به ماوراء مزبله ای برای ترساندن افراد بوده و کسب اختیارات بوده  ( و ریشه در خلاء ایدئولوژیک عربستان بدوی داشته و دارد!) ولی جالب اینجاستکه خود نیز از عوامل من در آوردی خود (فرشتگان نزول قران و ،وحی و حدیث… ) میترسیده و مبنای گفتمانش ترس و مرگ، تهدید تحقیر و دروغ و حسادت است ….

تصویر ذهنی این بیمار روانی(محمد) از پیرامون نیز با ابهام و تکانه هیا شخصیتی عجیب و غریبِ ایشان حکایت میکند به طوری که بجای سرپوشانی روی ضعفهایش به بزرگنمائی آنها میپردازد ……!!!!!!!
(بیشک بدونید این بچه یتیم، آزار جنسی دیده – محرومیت کشیده ، تحقیر شده )
تمام انحرافات محمد (انحرافات جنسی شامل زنباریگی ، پدوفیلی ، میل به رابطه جنسی زنان همسر دار و دیگر انحرافات اخلاقی او، مانند طراری ، اخذ خود دانستن مایملک دیگران البته به اذن الله ، میل شدید افزایش دارایی، قصی القلب بودن، معماری فکری پول و فدرت را رقم میزند…..) منتج به نیروی آسیب تخیلی اسکیزوئیدی میشود منتها بنا به دلایل خلاء عقیقدتی در خطه خود، آگرمان دیسمان شده و تبدیل به پیامبری میشود که خاتم الانبیا ست!!! ظرف 10 سال از شروع ترویج حقاقنیت خود، هرکه اورا قبول ندارد به اذن الله به قتل میرسد ، جنگهای زیادی راشروع میکند (61) و از تمام افراد درو بر خود با قتل عام اونا انتقام میگیرد و از بازماندگان جزیه و زنانشان را با کنیزی برده جنسی(بله برده جنسی) خود مینماید!!!………برای اینکار مجبور است الگوی ناقص العقل بودن زن را اذعان کند ، چون اگر زن هم مانند مرد توانائی عقلی دارد ، باید بمیرد نه اینکه برده جنسی شود.

(داستان بیجه فاتل معاصر! را شنیدید،  بیجه قاتلی بود که 15 پسر بچه فقیرِ خرمدره ورامین را بعد تجاوز جنسی به قتل رساند …از او پرسیدند چرا!؟ – گفت در کودکی در بندر ترکمن 2 مرد به مدت 3 سال به او تجاوز میکردند و از نظر  ذهنی ،انتقامی نهادینه شده کاملا موجه است….

حالا بیبیم این متن چه ربطی به هژمونیای اسلام داشت ..؟؟!!
اگر شما کتاب آموزه های بودا،(موجود در http://www.ghafaseh.com) ترجمه آرش جبرائیل را بخوانید میبینید اوپانیشاد (بودا- یعنی بیدار شده) هیچ کس را مجبور به تبعیت از خود و خدای تصویريِ  نمیکند! حتی تبلیغ را ناشایست میداند! …ضرب و زور ترویج و قتل و کشتار را همانطور که میبینید تاکید ننموده و حتی  منع میکند…
غیر بودائی را کافر نمیداند و حذف مخالف موتور اصلی حرکتش نیست!! مناعت طبع و کمک و دوستی را پیشنهاد میکد و میگوید هر مرد فقط باید یک همسر داشته و رابطه خارج زناشوئی را نفی میکند .. خدایش عصبانی و آدمکش مثل الله نیست و رابطه اش با ساده و بدون نماز و ریا است ….( البته هدف من ترویج بودائیست نیست همانطور که میدانید بودا 400 قبل از مسیح میزیسته و یک حکمت است و ونه مذهب)

اما اگر جای جای اسلام را مطالعه کنید فقط ریا ، قتل و غارت وحسادت و خشم و تنفر را مشاهده و برداشت مبکنید.گفتمانی که ، از لای دندانهای زرد یک عرب ِ عقده ای مشکل دار بر آمده است!!

گفتمان وحی الهی (الله)اسلام، رابطه خدا و بنده اش از راه تحقیر بنده و ایجاد ترس(خدا ترس بودن) و عدم اجازه انجام تفکر به بند ه است !و البته تحقیر نفس او!
“اینه که بگیم همینه که هست و باید بپذیری وگرنه مُردی ! اینو محمد و نوچه مخ تعطیلش یعنی علی نهادینه کردند” این روندنمايِ هژمونيِ است،  که سیرِ کلاسیک به عصر نوین را طی کرد…..!

حالا، دوباره  سئوال اولیه مطرح است:  ” هژمونی ِاسلام  یا اسلام ِهژمونی ؟!”

اسم بچه باید عربی و از انبیا باشه ، ختنه ات میکنند (تحقیقات علمی پزشکی میگه ختنه کار غیر طبیعی است که باعت قطع اعصاب و عروق اندام تناسلی مرد میشه و نه فقط از حیث این اندام ، بلکه تاثیر بد روی اعمال عصبی بدن میگذاره!) ، باید مسائل و احکام اسلام را از سیر تا پیاز بلد باشی تا بطونی استخدام بشی و گرنه “هسته گزینش ردت میکنه!”
اگرهم قبول نداری ولی باید نذری بدی که همسایه نگن کافری ! عاشورا هم باید قابلمه را برداری بری گدائيِ نذری، تا انسان خدا ترسی باشی !اگر دوست نداری ولی بایدبری نمازجماعت اداره وگرنه پوزت خورده !
گزینشیا میگن 80 درصد اسلام به تظاهر احکامه باید نشون بدی!!! اگر گزینش مردود بشی، نه فرصت مطالعاتی نه بورس ونه……………………
میخوای ازدواج کنی یک آخوندک گندیده باید از لای دندونای زرد متعفنش کلمات عربيِ  بی معنی را بیان کنه تا میهمانان زنِ  لخت و عور مسلمان! در عروسی هلهله کنن و صلوات بر محمد بفرستند!! و با اسپند اجانین و چشم بد بترکونن…….و میزان مهر و نفقه و شیر بهای میلیاردی  را بعنوان جایزه نوبل فریاد کشند!! ماه رمضون بگی روزه ام وای یواشکی غذا بخوری، عرق بخوری جانماز آب بکشی و به فکر ازدیاد مالکیت مالی و جنسی ات باشی تا آخرالامر!!
میبینید؟؟!

اینا هژومنیه اسلامه!!!

ولی،  از،  اینجا،  به بعد- اسلامه هژومنیه که میخواد “آن قلاب” را صادر کنه به کشور های همسایه کافر!! میره میلیارد میلیار تومان هزینه میکنه تو عرصه بین الملل تا C4  را ببره  تو مهدکودک اسرائیل ها و یپوکونتشون !میخواد عراقیهای با تی ان تی، سنی های عراقی  شیعه و مطیع امام زمان کنه !– بقول یه آخوندک، میگفت: اسلام اول یا یهود میجنگه و پیروز میشه ، بعد با کافر میجنگه و نابود میشه ، بعد با مسیحی میجنگه و انا را نابود میکنه بعد یا تسنن میجنگه و نا بود میکنه اوانارا و سپس امام زمان میاد همه را قتل عام میکنه حتی مومنینش را !! (من خودم در جلسه ای حضور داشتم و با گوشهای خودم شنیدم اینار! ) – ( اینا ان انات اسلام ) و روایات داره- اینا پان اسلامیسم نیست یه چیز دیگست .

لطفا خوب عنایت بفرمائید:
خوب دیگه این دیگه “هژمونی  ِاسلام “،  یا “اسلام ِهژمونی” نیست هژمونيِ هژمونیست است!!!!!!!!

یه جا میخوندم “سلمان رشدی” تویکی از مقدمه کتاباش نوشته بود : ” اسلام با تهاجم اومده ولی بدونید با تهاجم هم به زباله دان تاریخ میره”
ما ایرانیان بر خلاف اداعا های کر کننده گوشِ عالم و آدم در خصوص گذشته ای پر ابهت و الگو مبنا و پر عشمت متحیر کنند از علم و ادب و هنر و استیلای قدرت !!! ،  تاریخی پر از شکست داریم(ما اهل پاتوق خُسن آقا واقع گرا باشیم)  ولی شاید ، بررسی و اخذ عبرت ،گذشتگان و کم خردی پاسیو پیشینیان ما، به جای اصلِ “پذیرش” ، مغولها –اسکندر اعراب و و…….نگرشی و تفکر  جهانی را رقم بزنیم ، که از توی اون  تبعییتهای کورکورانه و تحمیلی مانند اسلام جاشو به بلند نظری و آزادی و آزادگی بده ……………همگی امیدوار باشیم والبته تنویر افکار کنیم .
نگاشته : دکتر لائیک

October 11, 2008

مومن کیست ، مومن کجاست ؟!

دسته بندی: اسلام شناسی — برچسب‌ها: – خُسن آقا @ 11:10 pm

نویسنده: دکتر لائیک

سری جستارهای چکامه رهائی
خواهشمند است مطالعه جستار ذیل را با نگرش بر کتب هومن یسن ، پروین دختر ساسان، ایران عروس عرب، عایشه،مازیار، را در صورتی که دراختیار دارید ، همگام فرمائید
برخی از این کتب بصورت “کتاب الکترونیک” در وبگاه  موجود میباشد……….
واژگانِ مومن یعنی فردی که به محمد و الله ایمان دارد و بر عکس غیر مسلمان کسی است که به این دو یکی از این دو بزرگوار! ایمان نداشته باشد!

 در اینجا ریشه و پایگاههای ایدئولوژیک اسلام را در روشِ احقاقِ حق ، اخذ خود دانستن مایملک موجود در کائنات، حیله و کر، دروغ تقیه!، زنبارگی و غریزه گرائی، رابر تکیه اصل ماندگاری مشاهده خواهید کرد……
خواهید دید که با مطالعات مراجع فوق  توان عملکرد خیل عربان مهاجم خونخوار به کشور های همسایه ، 3 عاملِ زن !،غذا،پول منتهی میشوده ، در واقع گزینه هایی که میفهمیدند و نقطه پایان ذهنی اینان همین غرایض بوده است ! این قاعده عربان از 1400 سال پیش تاکنون بدین شکل کارکرده است ….!!!
همانطور که در جوامع مسلمان بویژه در ایران نیز مشاهده میکنید:مومن مجبور نیست از نظر شخصیت و وجدان از یک غیر مسلمان برتر باشد. تنها کافیست که این جمله ورد زبانش باشد.” خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر اوست.”. با گفتن این جمله یک موُمن مجاز می شود تا آنجا که می تواند و خشنودیش ارضا می شود از غیر مسلمانان بکشد‘ اموالشان را غارت کند‘ مایملک آنها را بسوزاند و در این فرآیند بچه ها و زنانشان را به اسارت ببرد. البته این موُمنین بی جهت زندگیشان را به خطر نمی اندازند. چرا که چهار پنجم از غنایم و اسرای زندانی طبق قانونی که توسط محمد در قرآن وضع شده است به آنها تعلق می گیرد.

شایان ذکر است در بین این زندانیان کنیزان زیبارو نیز هستند که آب را بر دهان این موُمنین جاری می سازد. جای تعجب باقی نمی ماند که اسلام نو پا در مدینه قادر شد خیلی زود افراد شمشیر زن جان باخته ای را بدون اینکه حتی یک درم از خزانه خود بپردازد‘ به دور خود جمع کند. این اقدامات متهورانه برای غارت و چپاول با تمام قوا به مرحلهُ اجرا در می آمد.

محمد مدعی بود که خدا همهُ دنیا را به مسلمین اختصاص داده است(!!!!!). و حتی یک قسمت کوچک برای اسکان غیر مسلمانان در نظر گرفته نشده است. اما به نظر می رسد که علم جغرافی خدا چندان خوب نبوده است. خدا مثل پیامبرش هرگز از سرزمینهای آن طرف سوریه‘ عراق‘ ایران‘ حبشه و مصر نشنیده بود. پیامبر با وجود عدم اطلاعات جغرافیایی دنیا را به دو بخش کرد. دار الاسلام( منطقه ای که مسلمین بر آن تسلط داشتند) و دارالحرب یعنی منطقهُ جنگ( جایی که تحت نفوذ غیر مسلمانان است)

انور شیخ می گوید: فلسفه ای که در پشت اسلام قرار دارد حیرت انگیز است. و مهارت سیاسی محمد را به اثبات می رساند. با اعلام کردن مسلمانان به عنوان یک ملت و غیر مسلمانان به عنوان ملت دیگر‘ او تئوری دو ملیتی را پایه گذاری کرد. و برای همیشه مسلمانان را بر علیه غیر مسلمانان قرار داد و تاُکید کرد که در این نبرد پیروزی همیشه با مسلمین است.

به قولِ انور شیخ: ” من این گفته پیامبر را مبنی بر اینکه او الگویی است برای پیروانش مدنظر می گیرم. این به این مفهوم است که مسلمانان در همه چیز باید از او تقلید کنند. آنها باید مانند او غذا بخورند‘ راه بروند ‘ بیاشامند و صحبت کنند. حتی در ظاهر نیز باید شبیه او باشند. مثل او ریش بگذارند و آرایش موهایشان نیز شبیه او باشد. این به معنی پیروی از سنت و پیامبر می باشد. این الگو رستگاری را تضمین می کند. هر کسی می تواند به سادگی دریابد که اسلام برای بالا بردن احترام و محبت عرب طرح ریزی شد.

احادیثی از محمد وجود دارد که در آنها متذکر می شود هیچ شخصی مسلمان نیست جز اینکه او را(محمد را!!) از پدر و مادر خویش بیشتر دوست داشته باشد. این مطلب بیانگر این است که مردم باید از ملیت خود و سرزمین مادری خویش بریده و به مکه بپیوندند.

*******محمد برای اینکه برتری دارالاسلام را به کرسی بنشاند اقدامات زیر را انجام داد:

1-  او گفت وقتی که آدم از بهشت رانده شد به مکه آمد جایی که اولین خانه برای خدا ساخته شد. او کعبه را خانهُ خدا و مقدس اعلام کرد.
2-  برای تحمیل کردن برتری روانی مسلمانهای عرب بر مسلمانهای غیر عرب فتوی داد که مسلمانان هر روز  5  بار به طرف خانهُ کعبه سجده کنند. این عمل نه تنها خضوع در برابر مکه پایتخت عرب است‘ بلکه بدون شک ثابت می کند خدا در مکه زندگی می کند در غیر این صورت چرا مردم باید به آن طرف سجده کنند.
3-  یک مسلمان نباید در جهت قبله اجابت مزاج کند. در رابطه با تقدس کعبه‘ این یک عمل کفر آمیز تلقی می شود.
4-  وقتی یک مسلمان می میرد باید به طرف قبله به خاک سپرده شود که رستگاری او تضمین شود.
برای اینکه موقعیت اقتصادی عرب را تضمین کند مراسم حج را یک رسم اجباری برای پیروانش برشمرد. عده ای از مسلمانان هندی خانه و وسائل شخصی خود را می فروشند تا بتوانند به این سفر نائل شوند.

مسلمانان باید عربستان را دوست داشته باشند چرا که محمد عربستان را دوست می داشت. آنها باید از او به عنوان یک الگوی مقدس پیروی کنند. این آن چیزی است که اسلام از مسلمانان انتظار دارد. آنها مطمئن هستند که اگر این کار را نکنند جایگاه آنها جهنم خواهد بود. چون پیامبر هرگز شفاعت آنها را نخواهد کرد. شفاعت قدرت مخصوص محمد است. او بهشت را در روز قیامت برای پیروانش توصیه می کند. و خدا هم نمی تواند سرپیچی کند.

این بهشت برای قاتلان ‘ متجاوزان‘ ویرانگران‘ متقلبان‘ گانگسترها‘ جیب بر ها‘ و جاکش های پیرو محمد مهیا ست. برعکس همهُ هندوها ‘ زرتشتیها‘ مسیحیها‘ سیک ها و‘ یهودیها و …. به جهنم خواهند رفت. مهم نیست که چقدر پارسا و خدا ترس بوده اند. بدون ایمان به محمد و بزرگداشت سرزمین او پارسایی مفهومی ندارد  .
شفاعت بالاترین درجه عقل ملی پیامبر است. این باور به شفاعت است که به مسلمانان امید
سکس آزادانه و فروانی اقتصادی می دهد و خود را آزاد میبینند که به اسم اسلام دست به کشتار بزنند.
به این دلیل است که آنها همیشه حاضرند حتی به سرزمین مادری خود پشت کرده و جان خود را وقف کشور دیگر بکنند. چرا که آسودگی در بهشت شیرین و با شکوه است. به خصوص اگر معذورییت اخلاقی نیز نداشته باشند.
پس از خواندن مقدمهُ ای که در بالا ارائه شد متوجه سرشت واقعی مسلمانان و دلیل کشتارهای بیشمار آنان‘ تجاوزات‘ به آتش کشیدنها‘ و چپاولهایی که در طول تاریخ به دست آنان انجام شده است‘ می شوید. در اینجا بیاناتی را از قرآن برای تاُیید آنچه گفتم متذکر می شوم .. شمارهُ سوره و آیه برای مرجع ذکر شده است.

آیاتی از قرآن:
سورهُ انفال آیه  12: و یاد آر ای رسول آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد. که من با شمایم. موُمنان را ثابت قدم بدارید. که همانا من ترسی در دل کافران می افکنم تا گردنهایشان را بزنید و همهُ انگشتانشان را قطع کنید.
در اینجا به صورت آشکار می بینید که قرآن به وضوح به مسلمانان می گوید‘ کسانی را که به باورهای اسلامی نرسیده اند‘ با مرگ همراه با شکنجه بکشید.
سورهُ البینه آیه6: محققا” آنان که از اهل کتاب کافر شدند همراه با مشرکان همه در آتش دوزخند. و در آن همیشه معذبند. و آنها به حقیقت بدترین خلقند.
با توجه به آیه بالا شما به وضوح می بینید که مطابق گفتار محمد خدا محل مخصوصی را برای غیر مسلمانان در نظر گرفته است .آری جهنم!
سورهُ توبه آیه  15: پس چون ماههای حرام به سر آمد آنگاه مشرکان را هر جا یافتید به قتل رسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید . و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه توبه کردند و نماز به پای داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید. که خدا آمرزنده و مهربان است.

این آیه به ما می گوید که مسلمانان آزادند که غیر مسلمانان را با زور و اعمال خشونت به اسلام برگردانند. و اگر موفق نشدند مجازند که آنها را بکشند.

توبه آیه  73: ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن. و بر آنها سخت گیر. منزل و ماُوای آنها جهنم است که بسیار منزلگه بدی است.

سورهُ الحاقه آیه  30-37: او را بگیرید و به غل و زنجیر بکشید. تا بازش در دوزخ بیفکنید. و آنگاه به زنجیری که طولش  70  ذراع است درکشید. که او به خدای بزرگ ایمان نیاورده. و هرگز مستمندی را با رغبت به سفرهُ طعام خویش نخوانده. بدین سبب امروز هیچ خویشاوند و دوستداری که در اینجا به فریادش رسد ندارد و طعامی غیر از غسلین(چرک و پلیدی دوزخیان) نصیبش نیست. و کسی جز اهل دوزخ این طعام را نمی خورد.

در اینجا ما توصیفی از چگونگی مجازات غیر مسلمانان دریافت کردیم. امروزه در کشورهای اسلامی از اینگونه مجازاتها عملا” استفاده می کنند.

سوره الدخان آیه  50-43:

همانا درخت زقوم جهنم قوت و غذای بد کاران است که آن غذاها در شکمشان چون مس در آتش گداخته می جوشد. آنسان که آب بر روی آتش جوشان است. خطاب قهر می رسد که بدکاران را بگیرید و به میان دوزخ افکنید. پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزید و به او بگویید(به استهزا) عذاب دوزخ را بکش که تو عزیز و گرامی هستی این همان عذابی است که از آن در شک بودی

سورهُ بقره آیه  191: آنها را در هر جا یافتید بکشید

سورهُ توبه آیه  123: ای اهل ایمان از کافران هر که به شما نزدیکتر است شروع به جهاد کنید. باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند و بدانید که خدا همیشه یار پرهیزکاران است.

سورهُ نسا آیه  144: ای اهل ایمان مبادا کافران را به دوستی گرفته و موُمنان را رها کنید. آیا می خواهید خدا را بر خود حجتی آشکار قرار دهید؟

این آیه ما را به این حقیقت رهنمون می سازد که یک مسلمان هرگز نمی تواند با یک غیر مسلمان دوست شود در غیر این صورت ‘ آن مسلمان مرتکب اشتباهی فاحش شده است.

سورهُ توبه آیه  29: ای اهل ایمان با هر که از اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی دانند .و به دین حق نمی گروند ‘ قتال و کارزار کنید. تا آنگاه با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند.

این آیه از قرآن به این قانون حیات می بخشد که غیر مسلمانانی که در کشورهای مسلمان زندگی می کنند باید به خاطر زندگی در این کشورها جزیه بدهند. آنها مجازند که در این کشورها زندگی یا کار کنند به شرطی که  20  کار را انجام ندهند(جای بسی تعجب است! به تبعیض در این شروط توجه کنید)

1-  آنها مجاز نیستند که هیچ مکان عبادتی در آنجا درست کنند  .
2-  آنها نباید مکانهای عبادت خود را که به وسیلهُ مسلمین خراب شده تعمیر کنند.
3-  آنها نباید از ورود مسلمانان مسافر به مکانهای عبادتشان ممانعت به عمل آورند.
4-  آنها باید به مدت سه روز یا اگر مریض شدند بیشتر از سه روز این مسلمانانی را که می خواهند در خانهُ آنها بمانند سرگرم کنند  .
5-  آنها نباید هیچگونه دشمنی با مسلمانان داشته باشند . و یا هیچگونه کمکی به دشمنان مسلمانان بکنند.
6-  اگر کسی از آنها مایل بود به اسلام بگرود نباید از او ممانعت به عمل آورند.
7-  باید به همه مسلمانها احترام بگذارند
8-باید به مسلمانان اجازه دهند که در جلسات خصوصی آنها شرکت کنند
9-  آنها نباید شبیه مسلمانان لباس بپوشند.
10-  اسمهای مسلمانان را نباید بر روی خود بگذارند.
11-  نباید بر اسبهایشان زین و دهنه بگذارند
12-  نباید اسلحه تهیه کنند.
13-  آنها نباید انگشتر یا مهر به دست کنند.
14-  آنها نباید آشکارا مشروب بنوشند یا بفروشند.
15-  آنها باید لباسی بپوشند که وضعیت فرومایگی آنها را نشان دهد. و آنها را از مسلمانان جدا سازد
16-آنها نباید مراسم خود را بین مسلمانان رواج دهند یا اجرا کنند.
17-  آنها نباید خانه هایشان را در مجاورت خانه های مسلمانان بنا کنند.
18-  آنها نباید مرده هایشان را در قبرستان مسلمانان خاک کنند.
19-  آنها نباید مراسم خود را در ملاُ عام انجام دهند یا بر مردهُ خود بلند بگریند.
20-  آنها نباید اسیران مسلمان را بخرند.

در اینجا دوباره قسمتی از چهرهُ واقعی اسلام را بر ملا ساختیم. هر انسان منطقی به خوبی در می یابد که اسلام تحقیر زیر دستان را مد نظر دارد.. پیروان اسلام حاکمان احمق و شیطان صفتی هستند که چیزی بهتر از اینکه به اسم اسلام مردم را بکشند و شکنجه کنند ‘ نمی شناسند.
علت اینکه آنان به این اعمال دست می زنند این است که محمد در بین همه آن وعده هایی که به آنان داده است‘ از نصیب شدن  72  حوری و دارا شدن قدرت جنسی برابر با  100  مرد نیز سخن رانده است. جای بسی تعجب است چرا مردان در بهشت قدرت جنسی برابر با  100  مرد دارند اما فقط  72  حوری نصیب آنها می شود. چرا  100  حوری نصیب آنها نمی شود؟
جواب بسیار ساده است. چون محمد به موُمنین وعده داده است که برای بهره جویی جنسی آنها  28  پسر جوان و زیبا علاوه بر  72  حوری در بهشت نصیب آنان خواهد شد.

 

October 9, 2008

ريشه يابي مقوله حجاب در اسلام

دسته بندی: اسلام شناسی — برچسب‌ها: , – خُسن آقا @ 10:26 pm

نویسنده: دکتر لائیک

پيدا كنيد پرتقال فروش را !
حجاب به معناى پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احكام ضرورى دين اسلام است، اما جالب اينجاست بدانيد در 20 سال اول اسلام ، الله فراموش كرده بود از اول مسئله حجاب را به پيامبر ابلاغ واز طريق ايشان ترويج نمايند….خلاصه اون موقع بي حجابي بوده مثل زمان شاه!
جالبتر اينكه(اگر كتاب عايشه را خوانده باشيد؟) عايشه دختر عمر ، دختر دورگه (وايلد تيپ اروپائي /عرب) ولي زيبا (پوست سفيد و موي قرمز!!) بوده خلاصه همه مرد هاي عرب سوسكخور تو كَفِش بودن!! از همه زرنگتر يعني محمد مياد تو 6 سالگي ( يعني در سن41 سالگي محمد) اين تيكرو ،عقد و در 43 سالگي با عايشه 7/8 ساله(355 روز قمري ضرب در 9 سال ميشه هشت سال و هفت ماه فيزيولوژيك!!) با ايشون همبستر ميشه ….( اشاره به بيماري پدوفيليسم يا بچه بازي!) … از اونجائي كه محمد در حرمسراي خود 300 كنيز داشته كه خلاصه وقت به عايشه زياد نميرسيده(موضوعات 18+) سپس ميگن به محمد كه قافيه رو باختي ! عايشه تريپ ميره با اين و اون ….
يكهو رگ عرب سوسكخوري محمد گل ميكنه و بندگان خدا را ميبنده با آيات برائت از فساد عايشه و ارتباط ثابت شده با صفوان سياه پوست!!(اونم از طرف اوس كريم)!!…………….اما ميبينه چاره ساز نيست ! از اون به بعد براي اينكه مردانِ عربِ حشري نگاهشون به موهاي قرمز عايشه نيوفته آيه حجاب صادر ميشه يكهو!!…….عجججب!!!….. استاد احمد كسروي با استدلال متغن دلايلي رفرنشيال را متذكر شدند ،كه بد نديدم اشاره اي به نتايج تفحصات ايشان داشته باشيم و يادي از ايشون هم كرده باشيم…….
يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يعْرَفْنَ فَلَا يؤْذَينَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا; اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آن كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند(!)
يا نِسَاء النَّبِى لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا* وَقَرْنَ فِى بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى; اى همسران پيامبر شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر ]نيستيد اگر سر پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آن كه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد. و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينت هاى خود را آشكار مكنيد(!)
(كتاب همسر كودك محمد(عايشه) در دانمارك را نيز بخوانيد)
————–
احمد كسروي چنين ميگويد :
در اسلام زنان –و بطور كلي انسان ها- به دو دسته آزاد و برده تقسيم مي‌شوند. در صدر اسلام زن برده (كنيز) به كسي اطلاق مي‌شد كه يا يكي از واليدنش برده بوده يا بعنوان غنيمت در جنگ بدست مي‌آمد.
بسياري از ما در ذهن خود تصويري ساده از مدينه داريم؛ تصويري نادرست كه با دروس تاريخي در مدارس به ما القا شده. به ما آموخته اند كه پيامبر به مدينه هجرت كرد و وقتي بدانجا رسيد مورد استقبال بي شائبه مردم قرار گرفت. اما واقعيت اين است كه از سال سوم هجري (شكست جنگ احد) تا آغاز سال هشتم (فتح مكه) پيامبر اسلام تحت شديدترين فشارها از سوي مردم مدينه بود. كشته شدن بسياري از مردان جنگي مدينه در جنگ احد، بي نظمي هاي نظامي در غزوه ذات الرقاع، محاصره مدينه و … باعث ايجاد گروه معترض بزرگي در اين شهر شده بود كه در اسلام آنها را منافقين مي نامند. از سوي ديگر كم رنگ شدن نقش قبايل در اداره شهر و اختلاط مهاجرين – كه از نظر فرهنگي اندكي پايين‌تر از مردم مدينه (انصار) بودند- با ساكنان مدينه اين شهر را بسيار مغشوش و نا امن كرده بود.[1]
علاوه موارد ذكر شده بالا مسايلي چون تهمت رابطه نامشروع عايشه – همسر مورد علاقه پيامبر- با صحابه‌اي جوان بنام صفوان بن معطل[2]، اظهار علاقه آشكار بعضي از بزرگان قبايل مدينه به ازدواج با همسران پيامبر در زمان حيات و يا بعد از مرگ وي[3] ، نارضايتي بعضي از همسران پيامبر از وي كه جنبه اقتصادي يا زناشويي داشت و موجب ايجاد شايعات بسياري در مورد زندگي خصوصي پيامبر شده بود[4]، دو ازدواج بحث برانگيز پيامبر (ازدواج با زينب دختر عمو و همسر سابق پسرخوانده خود[5] و ازدواج با صفيه بنت حيي، اسير زيبا روي يهودي[6]) و بهانه جويي هاي بي پايان اعراب متعصب به اندك اهميتي كه در قوانين اسلام به زنان داده شده بود[7] پيامبر را مجبور كرد كه براي حفظ همسران خود و از دست نرفتن رشته امور، آزادي هاي نسبي اعطا شده به زنان در اوايل بعثت اش را يكي پس از ديگري در مدينه پس‌گرفته و با نزول آيات محدود كننده به حفظ زندگي شخصي خود، انسجام فكري مسلمانان و برقراري نظم در مدينه كمك كند.
با اينحال پيامبر عليرغم اصرار بعضي از نزديكانش چون عمر براي وضع قانون اجباري شدن پوشش زنان[8] در برابر اين پيشنهاد مقاومت ميكرد[9] اما ابتكار عمل سران منافقين مدينه نهايتن موجب پذيرش اين مساله از سوي پيامبر شد.
قضيه از اين قرار بود كه گروهي از منافقين و بيماردلان –به تحريك سران بعضي از قبايل- در اوج نا امني مدينه و درحاليكه شهر در آستانه جنگ داخلي قرار داشت براي مجبوركردن پيامبر به بازگرداندن قدرت قبيله‌اي بعنوان نيروي پليسي شهر شروع به آزار و اذيت و تجاوز جنسي به زنان در كوچه و خيابان كردند. هر زني در معابر عمومي ظاهر مي‌شد، مورد آزار يا تعرض (زنا) قرار مي گرفت. اين امر در مورد زنان اشراف و حتي زنان پيامبر نيز اتفاق مي افتاد. پيامبر براي حل اين مشكل نمايندگاني نزد اين افراد فرستاد. آنها در توجيه رفتار خود گفتد:«ما فقط با كساني كه فكر مي كنيم برده هستند، عمل تعرض (زنا) را انجام مي دهيم»[10]. آنها اعمال خود را با اين بهانه كه هويت برده‌ها از سايرين مشخص نيست توجيه كردند[11]. به اين دليل، آيه 59 سوره احزاب نازل شد كه در آن به همسران پيامبر توصيه شده براي تمايز خود از بردگان، جلباب خود را روي سر بكشند. از آنجا كه حفظ امنيت همه مردم ديگر امكان‌پذير نبود، اجبارا برقراري امنيت – با پوشش حجاب[12]- منحصر به افراد آزاد شد.
حجاب زنان را به دو دسته تقسيم كرد: زنان آزاد كه تجاوز و خشونت عليه آنان حرام بود و زنان برده كه تجاوز به آنان جايز بود.
حجاب، مظهر، نشانه و نماد عقب نشيني رسمي از اصول برابري بود كه محمد در ابتداي بعثت مژده‌اش را مي داد….
حجاب -راه حل تحميلي عمر- كه بجاي تغيير طرز فكر، زنان را مي‌پوشاند و “بيماردلان“ را به زور از تغيير رفتارشان ناگزير مي كرد همچنان با گذشت 15 قرن اساسي‌ترين دستورالعمل در مورد زنان مسلمان محسوب مي شود.
————مراجع ————–
[1] زنان پرده نشين و نخبگان جوشن‌پوش، فاطمه مرنيسي، نشر ني، صفحه 250
[2] براي حل اين مشكل و تبرئه عايشه 17 آيه “نازل شده است“
[3] روزي عُيَينه بن حِصن –رييس قبيله- به ديدن پيامبر (ص) آمد و در را فشار داد و بدون اجازه وارد خانه شد. پيامبر(ص) به او گفت: آيا نمي داني كه ادب حكم ميكند قبل از اينكه وارد خانه كسي شوي اجازه بگيري؟ او در پاسخ گفت: در زندگيم ياد ندارم از كسي براي اينكار اجازه گرفته باشم. سپس وي از پيامبر پرسيد: آن زن قشنگ كيست كه در كنار تو نشسته؟ … سپس پيشنهاد كرد كه پيامبر عايشه را در مقابل يك زن زيباتر‏، يعني همسر خود به او بدهد. (تفسير قرآن نيشابوري، دارالمعرفه. بيروت، چاپ دوم، ج22، ص 27)
[4] براي حل اين مشكل آيه 51 سوره احزاب “نازل شد“.
[5] براي حل اين مشكل آيه 37 سوره احزاب “نازل شد”.
[6] صفيه همسر بسيار زيباي كنانه يكي از روساي قبايل يهود بود كه در جنگ خندق عليه پيامبر مي جنگيدند.(تفسير طبري، ج3، ص 1148). تا قبل از آن زمان و بعد از آن مسلمانان، زنان اسير شده در جنگ را بعنوان برده استفاده كرده و بطور رسمي با آنان ازدواج نمي‌كردند. اين مورد يكي از معدود مواردي در صدر اسلام است كه زن اسير شده به ازدواج رسمي رهبر مسلمين در مي آيد.
[7] مثلن در سنت جاهلي اعراب، نه تنها زن رسمي هيچگونه حقي بر ارث شوهر نداشت بلكه خود چون اموال شوهر به ارث ميرسيد و وقتي پيامبر –در برابر خواهش يكي از همسرانش- مقرر كرد كه سهم ناچيزي از ارث شوهر به زن برسد با مخالفت‌هاي شديد اعراب روبرو شد.
[8] نيشابوري، تفسير غرائب القرآن، در هامش تفسير طبري، ج 22، ص 9.
[9] زنان پرده نشين و نخبگان جوشن‌پوش، فاطمه مرنيسي، نشر ني، صفحه 27
[10] ابن سعد، طبقات، ج8، ص 176 – تفسير طبري، ح22، صص45 به بعد – بخاري، صحيح،ج3‏، صص 254 به بعد
[11] در آن زمان مرسوم بود كه اعراب زنان برده خود را به فاحشگي وادارند چراكه فرزندان يك برده خود برده محسوب شده و صاحبان آن مي توانستند آنها را بفروشند. بنابراين تجاوز به زنان برده قاعدتن عمل چندان ناشايستي بحساب نمي‌آمده!
[12] نخستين آيه “نازل شده“ در مورد حجاب كه به آيه حجاب معروف است اصولا در مورد پوشش زنان نبوده و بمنظور جدا كردن محيط زندكي شخصي و عمومي پيامبر – كه تا قبل از اين يكي بود- نازل شده و كاهش آزادي ها و فعاليت هاي اجتماعي زنان پيامبر درپي داشت.